از رسم دیروز تا رزم امروز

نوروز و هفت‌سین قصه امروز و دیروز ما نیست؛ این سفره در سفر طول و درازی که داشته از هفت خان رستم گذشته و در رگ و پی فرهنگ ما ریشه دوانده. این رسم کهن و جشن باستانی، از دل رزم نیاکان‌مان با دشمنان این سرزمین جان سالم به در برده، دهان به دهان چرخیده، دوش به دوش گردیده و حالا در خون آریایی‌مان رخنه کرده است.

بزم و سنتی که یادآوری می‌کند، نه قوم مغول، نه اسکندر مقدونی، نه عثمانی و نه هیچ دشمن و اهریمن دیگری، با هیچ سلاح و حربه‌ای یارای حذف و تخریب رسوم و نمادهای باستانی ما را نداشته و ندارد؛ ولو اینکه تخت جمشید را به خاک و خون کشیده باشد؛ چراکه ما همیشه خِیر کشیده‌ایم بیرون از زیر‌ آوار!

آری این روزها، دل‌مان مثل سیر و سرکه برای تن و وطن می‌جوشد اما هفت‌سین‌مان پابرجاست؛ تا به امید پایداری ایران سبزه‌ای گره بزنیم پای سفره، سنجد و سماق و سمنو را ردیف کنیم کنار هم برای برکت و فراوانی و حاصل‌خیزی خاک دامن‌گیر سرزمین‌مان و یادآور شویم که بعد از روزهای تلخ و تاریک، خورشید دوباره برفراز دماوند طلوع خواهد کرد؛ و سیب سرخی بچینیم از درخت خوش‌رنگ زندگی به نیت تندرستی هم‌وطنان‌مان، همان مردان و زنانی که با هم خاک و خاطره مشترک داریم.

حال که دل‌هایمان سوگوار جان‌هایی‌ست که خاک ایران آنان را در آغوش گرفته، نگاه‌مان خیره به زخمی‌ست که به پیکر مام وطن وارد شده و قلب‌مان قدردان سربازان میهن و حافظان این مرز و بوم است، با حفظ سنت و رسم مشترک، نوروز را پاس می‌داریم چرا که رزم ما حفظ سنت و بزم مشترک ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا