بررسی رابطه دوگانه طلا و دلار و محرکهای اثرگذار بر بازدهی آنها
نوسانگیری دلار با طلا

در اقتصاد جهانی، طلا و دلار دو بازیگر اصلی و تعیینکنندهاند که از دیرباز رابطهای پیچیده، پویا و گاه متناقض با یکدیگر داشتهاند. رابطهای که نهتنها بر سیاستهای بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران بزرگ، که بر انتخابها و رفتارهای اقتصادی مردم نیز اثر میگذارد. در سالهای اخیر طلا آهنگ صعودی کمسابقهای گرفته و از آن سو هم در کشور ما دلار نیز از رشد قیمتی بازنایستاده است. در شرایط فعلی که تنشها و منازعات و ناآرامیها در سطح جهانی پیوسته در حال افزایش است، هر کسی با اندک سرمایهای در اختیار دارد، به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش کلیدی است: طلا چه میکند و دلار به کدام سمت میرود؟
طلا و دلار در دو قطب مخالف
برای فهم منطق رابطه دلار و طلا، ابتدا باید بدانیم که این دو دارایی در دو قطب مخالف عمل میکنند. یعنی هنگامی که دلار تقویت میشود، طلا ریزش میکند و برعکس. دستکم از سال ۱۹۷۱ به این سو، چنین رابطهای شکل گرفتهاند. باهمهاینها رابطه این دو همیشه معکوس نیست. در برخی دورهها، بهخصوص زمانی که دنیا درگیر بحرانهای شدید و غیرمنتظره میشود و ریسک و نااطمینانی افزایش مییاید، رابطه خطی میشود. یعنی هم قیمت طلا رشد میکند و هم دلار و سرمایهگذاران به هر دو بهعنوان دارایی امن اقبال نشان میدهند. در بحران مالی سال ۲۰۰۸ یا همهگیری کووید همین اتفاق افتاد.
کارشناسان چند عامل و محرک در رابطه دلار و طلا مطرح میکنند. کیاداوود اسفندیاری، تحلیلگر اقتصادی به تفاوت ماهیتی این دو نوع داریی در موقعیتهای مختلف اشاره میکند و میگوید: «در شرایط عادی، طلا به عنوان یک دارایی امن و بدون ریسک شناخته میشود و در زمان نگرانی از آینده اقتصادی، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به خرید آن نشان میدهند. این وضعیت در تضاد با دورههای ثبات و اطمینان در بازارهاست؛ در چنین زمانهایی، سرمایهها به سمت داراییهای با بازدهی بالاتر مانند سهام و اوراق قرضه هدایت شده و تقاضا برای دلار افزایش مییابد، که این امر منجر به کاهش قیمت طلا میشود. در واقع، در سطح جهانی، گاهی اوقات افزایش قیمت طلا به طور غیرمستقیم تحت تاثیر جایگاه و وضعیت دلار قرار دارد؛ به این معنی که ضعف دلار میتواند منجر به گرانی طلا شود و بالعکس، تقویت دلار معمولا قیمت جهانی طلا را کاهش میدهد. به عنوان مثال، بهبود چشمانداز اقتصادی یا افزایش درآمدزایی در ایالات متحده میتواند به افت قیمت جهانی طلا منجر شود.»

فدرال رزرو و ریسکهای سیاسی
از دیگر محرکهای کلیدی در تعیین رابطه دلار و طلا، تنشهای ژئوپلیتیک، جنگها، تحریمها و بحرانهای اقتصادی و بهطور کلی ناطمینانی از آینده است که همواره به نفع طلا عمل میکند. اسفندیاری در این باره بیان میکند: «طلا در دورههای نااطمینانی اقتصادی، تورم بالا یا بحرانهای ژئوپلیتیک برای خریداران جذابتر میشود. گو اینکه تنشهای ژئوپولتیکی اخیر حرکت جهان برای رسیدن به نقطه تعادل جدید موجب شده که بانکهای مرکزی کشورها بهجای خرید اوراق قرضه و سهام، بخش زیادی از داراییهای خود را صرف خرید طلا کنند که اثر آن در رشد چشمگیر قابل ملاحظه قیمت جهانی طلا منعکس شده است. این در حالی است که دلار بهطور معمول در دورههای اعتماد بالای بازار و رشد اقتصادی تقویت میشود.»
محرک محوری سوم، سیاستهای فدرال رزرو است که نیز نقش تعیینکنندهای در جهتگیری قیمت طلا دارد. وقتی بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را تغییر میدهد، قیمت جهانی طلا نیز از آن تاثیر میپذیرد. با افزایش نرخ، بازدهی داراییهای دلاری افزایش مییابد. در اینجا طلا که بازدهی دورهای ندارد، جذابیت کمتری پیدا میکند. برعکس این حالت نیز صدق میکند.
هم دلار و هم طلا
با همه اینها، هنگامی که تحلیل به ایران میرسد، ارتباط میان دلار و طلا پیچیدهتر شده و نیازمند بررسی همزمان مجموعهای از متغیرهاست؛ چراکه طلا در ایران با ریال خریدوفروش میشود و بنابراین باید دو متغیر «قیمت جهانی طلا» و «قیمت دلار» را جداگانه و در کنار هم تحلیل کرد. اسفندیاری میگوید: «در تغییرات قیمت طلا به ریال، مجموعهای از عوامل داخلی ازجمله نرخ تورم، وضعیت عرضه و تقاضای دلار، تحولات سیاسی و تغییر انتظارات نقشآفرینی میکنند؛ مثلا انتشار یک خبر سیاسی منفی میتواند پیام ضعف اقتصادی، کاهش صادرات، افزایش هزینههای دولت و در نهایت افت ارزش پول ملی را بدهد و به افزایش نرخ دلار بینجامد.»
این تحلیلگر اقتصادی تأکید دارد بههمان سیاق که فهم نوسان طلای جهانی تابع شناخت و آگاهی از تحولات و محرکهای متنوع بینالمللی است، در ایران نیز ضرورت دارد عوامل اثرگذار بر قیمت دلار را نیز به دقت رصد کرد تا بتوان رفتار طلا را درست تحلیل کرد. اسفندیاری اضافه میکند: «طی سالهای اخیر همزمان با تضعیف ریال و رشد چشمگیر قیمت جهانی طلا، نرخ دلار نیز بهواسطه تورم داخلی و کاهش ارزش پول ملی افزایش یافته و این سه متغیر (تورم، دلار و طلا) در بسیاری از دورهها به یکدیگر ضریب دادهاند؛ هرچند این همسویی دائمی نیست و در بازههای کوتاهمدت ممکن است با وجود کاهش قیمت جهانی طلا، افزایش نرخ دلار در ایران باعث رشد قیمت طلا به ریال شود.»

طلا، پناهگاه امن ایرانیان
طلا همواره بهعنوان یکی از مطمئنترین ابزارهای حفظ ارزش دارایی شناخته میشود؛ ابزاری که در اقتصادهای بیثبات، نقش آن بهمراتب پررنگتر میشود. اسفندیاری در اینباره توضیح میدهد: «ما در کشور با شرایطی متفاوت روبهرو هستیم و برای انتخاب مسیر درست در مدیریت سرمایه و حفظ ارزش داراییها باید تمامی گزینههای موجود را بهدقت بررسی کنیم. روشن است در اقتصادی که با تورم دورقمیِ تثبیتشده مواجه است و چشمانداز روشنی برای کاهش آن وجود ندارد، تعداد گزینههای پربازده و بهرهور چندان زیاد نیست.»
اسفندیاری با اشاره به تورم نقطهبهنقطه ۷۱٫۸ درصدی اعلام شده از سوی مرکز آمار در اسفند ۱۴۰۴ میگوید: «وقتی قیمتها نسبت به دوره مشابه سال گذشته چنین جهشی را تجربه کردهاند، سپردهگذاری بانکی، خرید اوراق یا سرمایهگذاری در صندوقهای درآمد ثابت ـ که بازدهی آنها از نرخ تورم کمتر است ـ عملا کارایی خود را از دست میدهند. در کنار اینها، بازار سرمایه، املاک و خودرو نیز هرکدام با چالشها و محدودیتهای خاص خود مواجهاند.» او تاکید دارد در چنین وضعیتی، گزینههای قابل اتکا عملا به ارز (دلار و یورو)، طلا و تا حدی نقره محدود میشود.
چشمانداز طلا روشن است
اسفندیاری در تحلیل چشماندازها و ریسکهای طلا و ارز، موضوع تنشهای ژئوپولتیکی و قیمتهای آتی را برجسته میسازد و اضافه میکند: «ما هنوز به یک توافق صلح پایدار نرسیدهایم و فضای تنشآلود همچنان ادامه دارد. نشانهای از رونق اقتصادی، افزایش درآمدها یا کاهش پایدار تورم دیده نمیشود و از آنطرف نیز چشمانداز درآمدی کشور نیز در بسیاری از بخشها امیدبخش نیست. اثر تجمعی این عوامل، خود را در افزایش نرخ دلار نشان میدهد. در سطح جهانی نیز روند خرید طلا توسط بانکهای مرکزی نهتنها متوقف نشده، بلکه همچنان ادامه دارد. برخی کشورها، مانند چین، حتی در حال جایگزینی اوراق قرضه آمریکا با ذخایر طلا هستند. بر اساس پیشبینی موسسههای معتبر بینالمللی، قیمت طلا در سال میلادی جاری میتواند در محدوده ۴۵۰۰ تا ۸۰۰۰ دلار برای هر اونس نوسان کند.»
باوجود پیچیدگیهای فراوان و اثرپذیری از عوامل متعدد اقتصادی، ژئوپلیتیک و سیاستهای پولی، طلا همچنان جایگاه خود را بهعنوان پناهگاه نهایی ارزش حفظ کرده است. ابزاری که رابطهاش باد لار بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای مبادلات و سرمایهگذاری را به یکی از جذابترین و مهمترین دینامیکهای اقتصاد جهانی تبدیل کرده مجموع این عوامل نشان میدهد که طلا، علیرغم نوسانات کوتاهمدت و تأثیرپذیری از متغیرهای جهانی، همچنان در بلندمدت به عنوان یکی از امنترین و مطمئنترین داراییها برای حفظ ارزش سرمایه در برابر تورم، بحرانها و ریسکهای سیستماتیک محسوب میشود.
به قلم مسعود شاهحسینی